زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست...
(صدای پای آب/سپهری)
اماجهان واقعی تقارن کامل تئوری کلاسیک نمونه های هم احتمال را دارا نیست.
احتمالات کلاسیک برای کاربردهای همیشگی که نتایج زیبایی را در یک بازی نشان میدهند،مفید نبود.
به همین دلیل یک تغییر ذهنی نیاز بود.
این تغییر از حدود سال ۱۹۰۰ انجام شد
و محاسبات کلاسیک احتمالات را به صورت یک ساختار عمیق ریاضی درآورد.
نظریه شروع کرد به استفاده از بی نهایت های ریاضی در یک راه ضروری،
بالاخص حالت پیشامدهای نامتناهی.
"لبزگو"این تئوری را تحت تاثیر کارهای "بورل" در اواسط قرن بیستم ساخت
و شالوده های آن را به وجود آورد.
مطالعهء نظری محاسباتی در اعداد حقیقی و ویژگی های حدی رشته های اعداد طبیعی
به شناسایی آن عدد حقیقی به وسیلهء آن رشته(به عنوان یک توسیع اعشاری)مربوط اند.
پس مسئلهء احتمال مربوط به رفتار حدی تکرر نسبی،
برای مثال میتواند در مورد اندازه گیری یک مجموعه از اعداد حقیقی فرمول بندی شود.
(مسئلهء "گیلدن")
حدس شهودی در اعداد حقیقی یک نمونهء مهم از اعداد حقیقی بود
که توسط "هانری پوانکاره"عنوان شد.
در مطالعات او در مورد مسائل سه بعدی،او یک نتیجه با احتمال یک را ثابت کرد.
(قضیهء برگشت پوانکاره)
ترجمه شده توسط حامد ولیزاده و مریم کریمی
وبلاگ تاریخ احتمالات
در گذشته برای نوشتن یک میلیون چقدر وقت لازم بود؟
مصریان باستان،بابلیان و چینیها مانند یونانیان و رومیان باستان علامات مخصوصی را برای بیان اعداد بسیار بزرگ به کار می بردند این اختراع در بکار بردن علامات خاص برای اعداد بزرگ نخستین پیشرفت در نوشتن ارقام بود برای درک اهمیت این پیشرفت کافی است در نظر مجسم کنید نشان دادن یک میلیون به روش بریدن چوب خط یا ردیف کردن دانه های شن چقدر دشوار است و چه زمانی را نیاز دارد. اگر برای کندن هرشیار بر چوب یا چیدن هر ریگ یک ثانیه وقت در نظر بگیریم برای نوشتن عدد 1000000 مجبور بودید یک میلیون ریگ را یک به یک (هر ثانیه یکی )بشمارید ،278 ساعت یا 11 روز 14 ساعت بدون درنگ وقت لازم داشتید تا به یک میلیون برسید.
ریاضیات دوران نخستین
به درستی نمی دانیم که انسان اولیه از چه زمانی برای تبادل نظر با خانواده و همسایگان خود به جای اشاره به سخن گفتن پرداخته است. اما این را می دانیم که هزاران سال پیش از آن که نوشتن را فرا گیرد به سخن گفتن پرداخته است به همین ترتیب انسان هزاران سال پیش از آن که علام و نشانه های ریاضی را به جای کلمات به کار برد.یعنی به جای کلمه "سه"،رقم "3"را به کار برد نام ارقام را می دانسته است. انسان به عدد نیاز داشت و می بایست شمردن را می آموخت شاید داستان از آنجا آغاز شد که انسان غارنشین تصمیم گرفت که شکار خود را که یک ببر دندان دشنه ای بود با سه نیزه همسایه اش معامله کند یا شاید نیاز به شمردن زمانی پیدا شد که نوجوان غارنشین می خواست به برادران و خواهرانش بگوید که 4 ماموت بزرگ را در هنگام شکار دیده است.
اونایی که می گفتن سوال ماهانه ی وبلاگ خیلی خیلی خیلی خیلی... آسونه این سوال رو حل کنن!
![]()

از تمام دوستان به خاطر شرکت در نظرسنجی وبلاگ تشکر می کنم
فکر می کنم نظرسنجی جالب و مفیدی بود:
راستی نتایجش رو می تونین در اينجا ببینید
موفق باشید
تا بعد
معادله را در نظر می گیریمX - 1 = 2 .
دو طرف تساوی را در X - 5 ضرب می کنیم .
X2 – 6X + 5 = 2X – 10
عـبارت X – 7 را از دو طرف تساوی کم می کنیم .
X2 – 7X + 12 = X – 3
دو طرف را بر X – 3 تقـسیم می کنیم .
X – 4 = 1
یعـنی X = 5 که نادرستی آن واضع است .
حالا نشان می دهیم بعضی قوانین ریاضی غـلط است .
از همان معـادله X – 1 = 2 شـروع می کنیم .
فـقـط به طرف چپ تساوی عدد 10 را می افزاییم . آن گاه داریم :
X + 9 = 2
دو طرف تساوی را در X – 3 ضرب می کنیم .
X2 + 6X – 27 = 2X – 6
از دو طف تساوی 2X – 6 را کم می کنیم .
X2 + 4X – 21 = 0
دو طرف را بر X + 7 تقـسیم می کنیم که از آن X – 3 = 0 یا X = 3 که همان جواب معادله
X – 1 = 2 اسـت .
سوالش خوب بود؟!
ولی خوب باید بگم فقط دو نفر بهش فکر کردن و البته متاسفانه به جواب غلط رسیدن!