تبليغاتX
گروه ریاضیات آحو
ریاضی... ریاضیات... علم و دانش... تحقیق و بررسی...
زندگی مجذور آینه است


زندگی گل به توان ابدیت


زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما

 
زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست...

 
(صدای پای آب/سپهری)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 19:4  توسط ریاضیدان جوان  | 
 
اوایل تئوری احتمالات

اماجهان واقعی تقارن کامل تئوری کلاسیک نمونه های هم احتمال را دارا نیست.

احتمالات کلاسیک برای کاربردهای همیشگی که نتایج زیبایی را در یک بازی نشان میدهند،مفید نبود.

 

به همین دلیل یک تغییر ذهنی نیاز بود.

 

این تغییر از حدود سال ۱۹۰۰ انجام شد

 

و محاسبات کلاسیک احتمالات را به صورت یک ساختار عمیق ریاضی درآورد.

 

نظریه شروع کرد به استفاده از بی نهایت های ریاضی در یک راه ضروری،

 

بالاخص حالت پیشامدهای نامتناهی.

 

"لبزگو"این تئوری را تحت تاثیر کارهای "بورل" در اواسط قرن بیستم ساخت

 

و شالوده های آن را به وجود آورد.

 

مطالعهء نظری محاسباتی در اعداد حقیقی و ویژگی های حدی رشته های اعداد طبیعی

 

به شناسایی آن عدد حقیقی به وسیلهء آن رشته(به عنوان یک توسیع اعشاری)مربوط اند.

 

پس مسئلهء احتمال مربوط به رفتار حدی تکرر نسبی،

 

برای مثال میتواند در مورد اندازه گیری یک مجموعه از اعداد حقیقی فرمول بندی شود.

 

(مسئلهء "گیلدن")

 

حدس شهودی در اعداد حقیقی یک نمونهء مهم از اعداد حقیقی بود

 

که توسط "هانری پوانکاره"عنوان شد.

در مطالعات او در مورد مسائل سه بعدی،او یک نتیجه با احتمال یک را ثابت کرد.

(قضیهء برگشت پوانکاره)    

ترجمه شده توسط حامد ولیزاده و مریم کریمی

وبلاگ تاریخ احتمالات

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 22:42  توسط ریاضیدان جوان  | 

در گذشته برای نوشتن یک میلیون چقدر وقت لازم بود؟

 مصریان باستان،بابلیان و چینیها مانند یونانیان و رومیان باستان علامات مخصوصی را برای بیان اعداد بسیار بزرگ به کار می بردند این اختراع در بکار بردن علامات خاص برای اعداد بزرگ نخستین پیشرفت در نوشتن ارقام بود برای درک اهمیت این پیشرفت کافی است در نظر مجسم کنید نشان دادن یک میلیون به روش بریدن چوب خط یا ردیف کردن دانه های شن چقدر دشوار است و چه زمانی را نیاز دارد. اگر برای کندن هرشیار بر چوب یا چیدن هر ریگ یک ثانیه وقت در نظر بگیریم برای نوشتن عدد 1000000 مجبور بودید یک میلیون ریگ را یک به یک (هر ثانیه یکی )بشمارید ،278 ساعت یا 11 روز 14 ساعت بدون درنگ وقت لازم داشتید تا به یک میلیون برسید.

ریاضیات دوران نخستین

به درستی نمی دانیم که انسان اولیه از چه زمانی برای تبادل نظر با خانواده و همسایگان خود به جای اشاره به سخن گفتن پرداخته است. اما این را می دانیم که هزاران سال پیش از آن که نوشتن را فرا گیرد به سخن گفتن پرداخته است به همین ترتیب انسان هزاران سال پیش از آن که علام و نشانه های ریاضی را به جای کلمات به کار برد.یعنی  به جای کلمه "سه"،رقم "3"را به کار برد نام ارقام را می دانسته است. انسان به عدد نیاز داشت و می بایست شمردن را می آموخت شاید داستان از آنجا آغاز شد که انسان غارنشین تصمیم گرفت که شکار خود را که یک ببر دندان دشنه ای بود با سه نیزه همسایه اش معامله کند یا شاید نیاز به شمردن زمانی پیدا شد که نوجوان غارنشین می خواست به برادران و خواهرانش بگوید که 4 ماموت بزرگ را در هنگام شکار دیده است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:40  توسط ریاضیدان جوان  | 
 
در آغازانسان اولیه برای نشان دادن عدد مورد نظر خود از زبان اشاره استفاده می کرد شاید به ببری که
 
 کشته بود یا به سرنیزه همسایه اش اشاره کند یا شاید از انگشتانش به علامت اعداد استفاده می
 
کرد سه انگشت دست معنی سه می داد خواه سه نیزه یا سه ببر یا سه غار باشد. در ابتدا انسان اولیه
 
می توانست تا دو بشمرد امروزه هنوز در جهان قبایلی ابتدایی مانند بومیان بدوی استرالیا"ابوجین"ها
 
وجود دارد فقط سه عدد می شناسند یک،دو و بسیار هنگامی با انگشتان دست شماره میکنید تفاوتی
 
نمی کند که از انگشت کوچک دست یا از انگشت شصت شروع کنیم اما بین برخی از اقوام برای این کار
 
قاعده هایی وجود دارد مثلا زونیا(قبیله ای از سرخپوستان آمریکای شمالی)شمردن را از انگشت کوچک
 
کوچک دست چپ شروع می کردند.
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:46  توسط ریاضیدان جوان  | 
تاریخ را معمولا غربیها نوشته اند، و تا آنجا که توانسته اند آن را به نفع خود مصادره کرده اند. بنابراین نمی توان انتظار داشت نوادگان اروپائیانی
که سیاهان آفریقا را در حد یک حیوان پائین آورده و آنها را به بردگی کشانده اند، آنها را انسانهائی با سوابق کهن تاریخی و علمی معرفی نمایند.
البته این کلام مصداق کلی ندارد، و فقط اشاره به جریان حاکم در تاریخنگاری غربیها دارد.

اگر به تاریخ آفریقا نگاه کنیم،
  • قدیمیترین شئ ریاضی از 35000 سال پیش از میلاد در سوازیلند کشف شده.
  • قدیمیترین مثال حساب از 6000 سال پیش از میلاد در زئیر کشف شده.
  • هرم عظیم گیزا که یک شاهکار مهندسی است، حوالی سال 2650 پیش از میلاد در مصر ساخته شده.
  • پاپیروس مصری 4000 ساله معروف به مسکو، حاوی مطالبی از هندسه است.

لازم به اشاره است که، یونانیان نیز مبانی ریاضی را از بابلیان به ارث برده‌اند.
 
ریاضیات مدون در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح ، توسط بابلیان بوجود آمد .
در آن زمان بابلیان نتایج جبر مقدماتی را یکجا جمع کردند.

اما ریاضیات به مفهوم واقعی و امروزی آن ، در سرزمین یونان و در قرنهای 4 و 5 قبل از میلاد ایجاد شد.

به تدریج توسعه یافت، اوج رشد آن در قرن 17 با بوجود آمدن هندسه تحلیلی و حساب دیفرانسیل و انتگرال بود. اما در قرن 19 تجدید نظر کلی و پیشرفتهای فراوان در این علم بوجود آمد.
 
 
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:43  توسط ریاضیدان جوان  | 
کاشهای ریاضیدان
 
کاش مختصات کردارمان روی ربع اول همانطور می ماند و به سمت ربعهای دیگر نمی رفتیم
 
کاش تابع تمامی اعمال خوبمان اکیدا صعودی باشد تا به مقصد برسیم
 
کاش تابع گناهانمان نزولی باشد تا در یک جا بالاخره پایان پذیرد
 
کاش لااقل تابع گناهانمان اینقدر پیوسته نباشد و حد اشتباهاتمان  به بی نهایت میل نکند
 
کاش دنیا با تمام دلخوشی هایش در نظرمان نقطه ای تو خالی باشد و بس
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 11:58  توسط ریاضیدان جوان  | 
سلام

اونایی که می گفتن سوال ماهانه ی وبلاگ خیلی خیلی خیلی خیلی...  آسونه این سوال رو حل کنن!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 18:12  توسط ریاضیدان جوان  | 
سلام

از تمام دوستان به خاطر شرکت در نظرسنجی وبلاگ تشکر می کنم

فکر می کنم نظرسنجی جالب و مفیدی بود:

راستی نتایجش رو می تونین در اينجا ببینید

موفق باشید

   تا بعد     

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 11:17  توسط ریاضیدان جوان  | 

 

 

معادله را در نظر می گیریمX - 1 = 2  .

 

دو طرف تساوی را در X - 5  ضرب می کنیم . 

X2 – 6X + 5 = 2X – 10

عـبارت X – 7 را از دو طرف تساوی کم می کنیم .

 X2 – 7X + 12 = X – 3

دو طرف را بر X – 3   تقـسیم می کنیم .

X – 4 = 1

یعـنی X = 5  که نادرستی آن واضع است .

 

 

    حالا نشان می دهیم بعضی قوانین ریاضی غـلط است .

 

 

از همان معـادله X – 1 = 2  شـروع می کنیم .

 

فـقـط به طرف چپ تساوی عدد 10 را می افزاییم . آن گاه داریم :

X + 9 = 2

دو طرف تساوی را در X – 3   ضرب می کنیم .

X2 + 6X – 27 = 2X – 6

از دو طف تساوی 2X – 6   را کم می کنیم .

X2 + 4X – 21 = 0

 

دو طرف را بر X + 7   تقـسیم می کنیم که از آن X – 3 = 0   یا X = 3   که همان جواب معادله

 X – 1 = 2  اسـت .

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 20:51  توسط ریاضیدان جوان  | 

        

سوالش خوب بود؟!

ولی خوب باید بگم فقط دو نفر بهش فکر کردن و البته متاسفانه به جواب غلط رسیدن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 22:5  توسط ریاضیدان جوان  |